فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قرص نان

تأییدنشده

der Brotlaib جمع: die Brotlaibe اسم

اسم

  • قرص نانقُرصِ نانتأییدنشده

دستور زبانِ Brotlaib

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Brotlaibes, des Brotlaibs
جمع
die Brotlaibe
تلفظ
[ˈbʁoːtˌlaɪ̯p]
همهٔ صورت‌ها
  • Brotlaibeحالت نهادی، جمع
  • Brotlaibesحالت اضافی، مفرد
  • Brotlaibsحالت اضافی، مفرد
  • Brotlaibeحالت اضافی، جمع
  • Brotlaibeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Brotlaibenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Brotlaibeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها