فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خرده نان

تأییدنشده

die Brosame جمع: die Brosamen اسم

اسم

  • خرده نانخُرده نانتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خردهxorde[xoɹ.d̪e](small piece of biscuit, cake, etc)منطقه‌ایتأییدنشده

دستور زبانِ Brosame

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Brosame
جمع
die Brosamen
تلفظ
[ˈbʁoːzamə], [ˈbʁoːzaːmə]
همهٔ صورت‌ها
  • Brosamenحالت نهادی، جمع
  • Brosamenحالت اضافی، جمع
  • Brosamenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Brosamenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها