فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زربفت

zarbaft

der Brokat جمع: die Brokate اسم

اسم

  • زربفتzarbaft(fabric)(brocade)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زریزَریتأییدنشده
  • زربافتزَربافتتأییدنشده

دستور زبانِ Brokat

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Brokats, des Brokates
جمع
die Brokate
تلفظ
[bʁoˈkaːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Brokateحالت نهادی، جمع
  • Brokatsحالت اضافی، مفرد
  • Brokatesحالت اضافی، مفرد
  • Brokateحالت اضافی، جمع
  • Brokateحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Brokatenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Brokateحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها