عینک
eynak[ʔej.nǽkʰʲ]
اسم
- عینک
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- عینک طبی
دستور زبانِ Brille
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Brille
- جمع
- die Brillen
- تلفظ
- [ˈbʁɪlə]
همهٔ صورتها
- Brillen
- Brillen
- Brillen
- Brillen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich kann nichts ohne meine Brille sehen.
من بدون عینکم هیچ چیز نمیبینم.
Der Rahmen dieser Brille ist gebrochen.
قاب این عینک شکسته است.
Ich habe meine Brille kaputtgemacht.
عینکم را شکسته ام.