فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رخنه

تأییدنشده

rexne, roxne

die Bresche جمع: die Breschen اسم

اسم

  • رخنهrexne, roxneرَخنهتأییدنشده

دستور زبانِ Bresche

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Bresche
جمع
die Breschen
تلفظ
[ˈbʁɛʃə]
همهٔ صورت‌ها
  • Breschenحالت نهادی، جمع
  • Breschenحالت اضافی، جمع
  • Breschenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Breschenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

für jem. in die Bresche springen

به داد کسی رسیدن

منابع و ارجاع‌ها