فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سوخت

suxt[suːxt̪ʰ]

der Brennstoff جمع: die Brennstoffe اسم

اسم

  • سوختsuxt[suːxt̪ʰ](substance consumed to provide energy)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مواد سوختنیمَوادِ سوختَنیتأییدنشده

دستور زبانِ Brennstoff

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Brennstoffes, des Brennstoffs
جمع
die Brennstoffe
تلفظ
[ˈbʁɛnˌʃtɔf]
همهٔ صورت‌ها
  • Brennstoffeحالت نهادی، جمع
  • Brennstoffesحالت اضافی، مفرد
  • Brennstoffsحالت اضافی، مفرد
  • Brennstoffeحالت اضافی، جمع
  • Brennstoffeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Brennstoffenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Brennstoffeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Einlagerung von atomaren Brennstoffen

سوخت گذاری در قلب راکتور نیروگاه هسته‌ای

منابع و ارجاع‌ها