فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مدار زمین

تأییدنشده

der Breitengrad جمع: die Breitengrade اسم

اسم

  • مدار زمینمَدارِ زَمینتأییدنشده

دستور زبانِ Breitengrad

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Breitengrads, des Breitengrades
جمع
die Breitengrade
تلفظ
[ˈbʁaɪ̯tn̩ˌɡʁaːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Breitengradeحالت نهادی، جمع
  • Breitengradsحالت اضافی، مفرد
  • Breitengradesحالت اضافی، مفرد
  • Breitengradeحالت اضافی، جمع
  • Breitengradeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Breitengradenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Breitengradeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها