فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ضریب شکست

تأییدنشده

die Brechzahl جمع: die Brechzahlen اسم

اسم

  • ضریب شکستتأییدنشده

دستور زبانِ Brechzahl

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Brechzahl
جمع
die Brechzahlen
تلفظ
[ˈbʁɛçˌt͡saːl]
همهٔ صورت‌ها
  • Brechzahlenحالت نهادی، جمع
  • Brechzahlenحالت اضافی، جمع
  • Brechzahlenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Brechzahlenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها