فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

داروی قی آور

تأییدنشده

das Brechmittel جمع: die Brechmittel اسم

اسم

  • داروی قی آوردارویِ قِی آوَرتأییدنشده

دستور زبانِ Brechmittel

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Brechmittels
جمع
die Brechmittel
تلفظ
[ˈbʁɛçˌmɪtl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Brechmittelsحالت اضافی، مفرد
  • Brechmittelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها