فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قی و اسهال

تأییدنشده

der Brechdurchfall جمع: die Brechdurchfälle اسم

اسم

  • قی و اسهالقِی و اِسهالتأییدنشده

دستور زبانِ Brechdurchfall

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Brechdurchfalls
جمع
die Brechdurchfälle
تلفظ
[ˈbʁɛçdʊʁçˌfal]
همهٔ صورت‌ها
  • Brechdurchfälleحالت نهادی، جمع
  • Brechdurchfallsحالت اضافی، مفرد
  • Brechdurchfälleحالت اضافی، جمع
  • Brechdurchfällenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Brechdurchfälleحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها