فرپزی و شعلهپزی
اسم
- فرپزی و شعلهپزی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گوشت سرخ کرده
دستور زبانِ Braten
اسم
- جنس دستوری
- der/das (مذکر، خنثی)
- حالت اضافی
- des Bratens
- جمع
- die Braten
- تلفظ
- [ˈbʁaːtn̩]
همهٔ صورتها
- Braten
- Braten
- Bratens
- Braten
- Braten
- Braten
- Braten
- Braten
مثالها
Besser eigenes Brot essen als fremden Braten.
خوردن نان خالی خود بهتر از برشتهٔ دیگران است.
er hat den Braten gerochen
شستش خبردار شد
ich rieche den Braten
شستم خبر می شود