فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قارچ پفی

تأییدنشده

der Bovist جمع: die Boviste اسم

اسم

  • قارچ پفیتأییدنشده

دستور زبانِ Bovist

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Bovists, des Bovistes
جمع
die Boviste
تلفظ
[boˈvɪst], [ˈboːvɪst]
همهٔ صورت‌ها
  • Bovisteحالت نهادی، جمع
  • Bovistsحالت اضافی، مفرد
  • Bovistesحالت اضافی، مفرد
  • Bovisteحالت اضافی، جمع
  • Bovistenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bovisteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها