سفیر
safir[sæ.fíːɹ]
اسم
- سفیر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آمباسادور
- ایلچی
دستور زبانِ Botschafter
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Botschafters
- جمع
- die Botschafter
- تلفظ
- [ˈboːtˌʃaftɐ]
همهٔ صورتها
- Botschafters
- Botschaftern
مثالها
Der Botschafter ist abberufen worden.
سفیر فرا خوانده شد.
Ein Botschafter ist ein ehrenwerter Mensch, der ins Ausland entsandt wurde, um zum Wohle seines Landes zu lügen.
یک سفیر یک فرد درستکار است که برای دروغ گفتن به خاطر مصلحت کشورش، به خارج فرستاده میشود.