فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انتقال‌دهنده عصبی

تأییدنشده

enteqâl-dahande-ye 'asabi[ʔen̪.t̪ʰe.ʁɒːl̥ d̪æ.ɦæn̪.d̪e.je ʔæ.sæ.biː]

der Botenstoff جمع: die Botenstoffe اسم

اسم

  • انتقال‌دهنده عصبیenteqâl-dahande-ye 'asabi[ʔen̪.t̪ʰe.ʁɒːl̥ d̪æ.ɦæn̪.d̪e.je ʔæ.sæ.biː]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نوروترانسمیترتأییدنشده

دستور زبانِ Botenstoff

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Botenstoffs, des Botenstoffes
جمع
die Botenstoffe
تلفظ
[ˈboːtn̩ˌʃtɔf]
همهٔ صورت‌ها
  • Botenstoffeحالت نهادی، جمع
  • Botenstoffsحالت اضافی، مفرد
  • Botenstoffesحالت اضافی، مفرد
  • Botenstoffeحالت اضافی، جمع
  • Botenstoffeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Botenstoffenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Botenstoffeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها