بمب
bomb[bomb̥]
اسم
- بمب
- قنبره
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بم
- خمپاره
دستور زبانِ Bombe
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Bombe
- جمع
- die Bomben
- تلفظ
- [ˈbɔmbə]
همهٔ صورتها
- Bomben
- Bomben
- Bomben
- Bomben
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Es gibt Roboter, die dafür programmiert sind, Bomben zu entschärfen.
رباتهایی وجود دارند که برای این برنامهریزی شده اند که بمبها را خنثی کنند.
Die Explosion der Bombe tötete zehn Menschen.
انفجار بمب پنج نفر را کشت.