فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قیچی آهن‌بر

der Bolzenschneider جمع: die Bolzenschneider اسم

اسم

  • قیچی آهن‌بر(large pair of pliers to cut bolts)(Zange zum Trennen und Zerteilen von Metall)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قیچی پیچقِیچیِ پیچتأییدنشده

دستور زبانِ Bolzenschneider

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Bolzenschneiders
جمع
die Bolzenschneider
تلفظ
[ˈbɔlt͡sn̩ˌʃnaɪ̯dɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Bolzenschneiderحالت نهادی، مفرد
  • Bolzenschneiderحالت نهادی، جمع
  • Bolzenschneidersحالت اضافی، مفرد
  • Bolzenschneiderحالت اضافی، جمع
  • Bolzenschneiderحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bolzenschneidernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bolzenschneiderحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Bolzenschneiderحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها