فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حفاری

تأییدنشده

haffâri[hæf.fɒː.ɹíː]

die Bohrung جمع: die Bohrungen اسم

اسم

  • حفاریhaffâriحَفاری[hæf.fɒː.ɹíː]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سوراخ کاریتأییدنشده
  • مته کاریمَته کاریتأییدنشده
  • کالیبر(diameter of the bore of a firearm)تأییدنشده

دستور زبانِ Bohrung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Bohrung
جمع
die Bohrungen
تلفظ
[ˈboːʁʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Bohrungحالت نهادی، مفرد
  • Bohrungenحالت نهادی، جمع
  • Bohrungحالت اضافی، مفرد
  • Bohrungenحالت اضافی، جمع
  • Bohrungحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bohrungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bohrungحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Bohrungenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها