فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رسوب

تأییدنشده

rosub[ɹo.súːb̥]

der Bodensatz جمع: die Bodensätze اسم

اسم

  • رسوبrosubرُسوب[ɹo.súːb̥]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جرمjorm, jermجِرم[d͡ʒoɹm][d͡ʒeɹm]تأییدنشده
  • ته نشستتَه نِشَستتأییدنشده
  • دردdard, dordدَرد[d̪æɹd̪̥][d̪oɹd̪̥](dregs)(settled sediment)figurativelyتأییدنشده

دستور زبانِ Bodensatz

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Bodensatzes
جمع
die Bodensätze
تلفظ
[ˈboːdn̩ˌzat͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Bodensätzeحالت نهادی، جمع
  • Bodensatzesحالت اضافی، مفرد
  • Bodensätzeحالت اضافی، جمع
  • Bodensatzeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bodensätzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bodensätzeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها