فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رادار زمین‌نفوذ

تأییدنشده

das Bodenradar جمع: die Bodenradare اسم

اسم

  • رادار زمین‌نفوذتأییدنشده

دستور زبانِ Bodenradar

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Bodenradars
جمع
die Bodenradare
تلفظ
[ˈboːdn̩ʁaˌdaːɐ̯], [ˈboːdn̩ˌʁaːdaːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Bodenradareحالت نهادی، جمع
  • Bodenradarsحالت اضافی، مفرد
  • Bodenradareحالت اضافی، جمع
  • Bodenradarenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bodenradareحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها