فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرش

تأییدنشده

farš[fæɹʃ]

der Bodenbelag جمع: die Bodenbeläge اسم

اسم

  • فرشfaršفَرش[fæɹʃ](bottom part of a room)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زیرانداززیراَندازتأییدنشده

دستور زبانِ Bodenbelag

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Bodenbelags, des Bodenbelages
جمع
die Bodenbeläge
تلفظ
[ˈboːdn̩bəˌlaːk]
همهٔ صورت‌ها
  • Bodenbelagحالت نهادی، مفرد
  • Bodenbelägeحالت نهادی، جمع
  • Bodenbelagsحالت اضافی، مفرد
  • Bodenbelagesحالت اضافی، مفرد
  • Bodenbelägeحالت اضافی، جمع
  • Bodenbelagحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bodenbelageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bodenbelägenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bodenbelagحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Bodenbelägeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها