گل
gol, gel[ɡ̥ol̥][ɡʲel̥]
اسم
- گل
دستور زبانِ Blumen
اسم
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Blumen sind das Lächeln der Erde.
گلها لبخند زمین هستند.
Unser Garten ist voller bunter Blumen.
باغ ما پر از گلهای رنگارنگ است.
Ein Haus ohne Kinder ist wie ein Garten ohne Blumen.
خانهٔ بدون کودک مانند باغ بدون گل است.
Blumen blühen, auch wenn keiner zuschaut. Bäume tragen Früchte, ohne zu fragen, wer sie isst.
گلها میشکفند، حتی وقتی هیچکس تماشا نمیکند. درختان میوه میدهند، بدون پرسیدن اینکه چه کسی آنها را میخورد.
Familienangehörige warfen Blumen auf seinen Sarg.
وابستگان خانواده، گل بر تابوتش ریختید.
Die Normalität ist eine gepflasterte Straße; man kann gut darauf gehen - doch es wachsen keine Blumen auf ihr.
متعارف بودن یک خیابان سنگ فرش شده است؛ خوب میتوان روی آن راه رفت، اما هیچ گلی روی آن رشد نمیکند.
Schöne Blumen stehen nicht lange am Weg.
گلهای زیبا زیاد در راه نمیمانند.
Diese Blumen sind nicht nur schön, sondern sie riechen auch gut.
این گلها نه تنها زیبا هستند، بلکه بوی خوبی هم میدهند.
Die Blumen sterben ohne Wasser.
گلها بدون آب میمیرند.
Die Knospen der Blumen öffnen sich.
غنچههای گلها گشوده شدند.