گل
gol, gel[ɡ̥ol̥][ɡʲel̥]
اسم
- گل
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- زهر
- اسپرغم
- سر جوش
دستور زبانِ Blume
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Blume
- جمع
- die Blumen
- تلفظ
- [ˈbluːmə]
همهٔ صورتها
- Blumen
- Blumen
- Blumen
- Blumen
مثالها
Die Blume, die mit Gewalt gebrochen wurde, verliert ihren Duft.
گلهایی که با خشونت شکسته شوند، بوی خود را از دست میدهند.
Blumen sind das Lächeln der Erde.
گلها لبخند زمین هستند.
Unser Garten ist voller bunter Blumen.
باغ ما پر از گلهای رنگارنگ است.
Ein Haus ohne Kinder ist wie ein Garten ohne Blumen.
خانهٔ بدون کودک مانند باغ بدون گل است.
Blumen blühen, auch wenn keiner zuschaut. Bäume tragen Früchte, ohne zu fragen, wer sie isst.
گلها میشکفند، حتی وقتی هیچکس تماشا نمیکند. درختان میوه میدهند، بدون پرسیدن اینکه چه کسی آنها را میخورد.
Familienangehörige warfen Blumen auf seinen Sarg.
وابستگان خانواده، گل بر تابوتش ریختید.
Diese Blume blüht im Vorfrühling.
این گل پیش از بهار شکوفا میشود.
Die Normalität ist eine gepflasterte Straße; man kann gut darauf gehen - doch es wachsen keine Blumen auf ihr.
متعارف بودن یک خیابان سنگ فرش شده است؛ خوب میتوان روی آن راه رفت، اما هیچ گلی روی آن رشد نمیکند.
Schöne Blumen stehen nicht lange am Weg.
گلهای زیبا زیاد در راه نمیمانند.
Diese Blumen sind nicht nur schön, sondern sie riechen auch gut.
این گلها نه تنها زیبا هستند، بلکه بوی خوبی هم میدهند.