فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فلاش

das Blitzlicht جمع: die Blitzlichter اسم

اسم

  • فلاش
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نور فلاش دوربیننورِ فلاشِ دوربینتأییدنشده

دستور زبانِ Blitzlicht

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Blitzlichts, des Blitzlichtes
جمع
die Blitzlichter
تلفظ
[ˈblɪt͡sˌlɪçt]
همهٔ صورت‌ها
  • Blitzlichtحالت نهادی، مفرد
  • Blitzlichterحالت نهادی، جمع
  • Blitzlichtsحالت اضافی، مفرد
  • Blitzlichtesحالت اضافی، مفرد
  • Blitzlichterحالت اضافی، جمع
  • Blitzlichtحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Blitzlichternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Blitzlichtحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Blitzlichterحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها