حلبی
تأییدنشده
das Blech جمع: die Bleche اسم
اسم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ورق فلزیتأییدنشده
- ورقه حلبیوَرَقه حَلَبیتأییدنشده
- تابه(flat metal pan for baking)تأییدنشده
- ماهیتابهmâhi-tâbe[mɒː.ɦiː.t̪ʰɒː.be](flat metal pan for baking)تأییدنشده
دستور زبانِ Blech
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Blechs, des Bleches
- جمع
- die Bleche
- تلفظ
- [blɛç]
همهٔ صورتها
- Blecheحالت نهادی، جمع
- Blechsحالت اضافی، مفرد
- Blechesحالت اضافی، مفرد
- Blecheحالت اضافی، جمع
- Blecheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Blechenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Blecheحالت مفعولی مستقیم، جمع
مثالها
er redet Blech
حرفش چرند است
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها