فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دم

dom, dam[d̪om][d̪æm]

der Blasebalg جمع: die Blasebälge اسم

اسم

  • دمdom, dam[d̪om][d̪æm](ابزار)(air blower)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بادزن دستیبادزَنِ دَستیتأییدنشده
  • دمهdame[d̪æ.me](air blower)تأییدنشده
  • منفاخ(air blower)تأییدنشده

دستور زبانِ Blasebalg

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Blasebalges, des Blasebalgs
جمع
die Blasebälge
تلفظ
[ˈblaːzəˌbalk]
همهٔ صورت‌ها
  • Blasebalgحالت نهادی، مفرد
  • Blasebälgeحالت نهادی، جمع
  • Blasebalgesحالت اضافی، مفرد
  • Blasebalgsحالت اضافی، مفرد
  • Blasebälgeحالت اضافی، جمع
  • Blasebalgحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Blasebalgeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Blasebälgenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Blasebalgحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Blasebälgeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها