فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گزش

تأییدنشده

der Biss جمع: die Bisse اسم

اسم

  • گزشگَزِش(puncture)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گازgâz[ɡ̥ɒːz]تأییدنشده
  • گیرائیتأییدنشده

دستور زبانِ Biss

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Bisses
جمع
die Bisse
تلفظ
[bɪs]
همهٔ صورت‌ها
  • Bisseحالت نهادی، جمع
  • Bissesحالت اضافی، مفرد
  • Bisseحالت اضافی، جمع
  • Bisseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bissenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bisseحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

sein Artikel hat Biss

مقالهٔ او گیرائی دارد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها