فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیسکویت

تأییدنشده

biskuit

der/das Biskuit جمع: die Biskuits, die Biskuite اسم

اسم

  • بیسکویتbiskuitتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بیسکوئیتتأییدنشده
  • بکسماتبَکسِماتتأییدنشده
  • کیک اسفنجی(type of soft cake made from flour, sugar, baking powder and eggs, with a spongy structure)تأییدنشده

دستور زبانِ Biskuit

اسم

جنس دستوری
der/das (مذکر، خنثی)
حالت اضافی
des Biskuits, des Biskuites
جمع
die Biskuits, die Biskuite
تلفظ
[bɪsˈkviːt], [bisˈkʊiː], [bisˈkvit], [ˈbiskviː]
همهٔ صورت‌ها
  • Biskuitsحالت نهادی، جمع
  • Biskuiteحالت نهادی، جمع
  • Biskuitsحالت اضافی، مفرد
  • Biskuitesحالت اضافی، مفرد
  • Biskuitsحالت اضافی، جمع
  • Biskuiteحالت اضافی، جمع
  • Biskuitsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Biskuitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Biskuitsحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Biskuiteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها