فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جگن

تأییدنشده

die Binse جمع: die Binsen اسم

اسم

  • جگنجَگَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نی حصیرنِیِ حَصیرتأییدنشده

دستور زبانِ Binse

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Binse
جمع
die Binsen
تلفظ
[ˈbɪnzə]
همهٔ صورت‌ها
  • Binsenحالت نهادی، جمع
  • Binsenحالت اضافی، جمع
  • Binsenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Binsenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

in die Binsen gehen

خراب شدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها