فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

وسیلهٔ رابطه

تأییدنشده

das Bindemittel جمع: die Bindemittel اسم

اسم

  • وسیلهٔ رابطهوَسیلهٔ رابِطهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پیوندهتأییدنشده
  • آخیزâxiz[ʔɒː.xíːz](cement)تأییدنشده

دستور زبانِ Bindemittel

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Bindemittels
جمع
die Bindemittel
تلفظ
[ˈbɪndəˌmɪtl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Bindemittelsحالت اضافی، مفرد
  • Bindemittelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها