فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صورت

تأییدنشده

surat[suː.ɹǽt̪ʰ]

das Bildnis جمع: die Bildnisse اسم

اسم

  • صورتsuratصورَت[suː.ɹǽt̪ʰ]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تمثالتِمثالتأییدنشده

دستور زبانِ Bildnis

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Bildnisses
جمع
die Bildnisse
تلفظ
[ˈbɪltnɪs]
همهٔ صورت‌ها
  • Bildnisseحالت نهادی، جمع
  • Bildnissesحالت اضافی، مفرد
  • Bildnisseحالت اضافی، جمع
  • Bildnisseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bildnissenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bildnisseحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها