فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مجسمه‌ساز

mojassame-sâz

der Bildhauer جمع: die Bildhauer اسم

اسم

  • مجسمه‌سازmojassame-sâzمُجَسَمه ساز(sculptor)(a person who sculpts)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حجارحَجارتأییدنشده
  • هیکل تراشهِیکَل تَراشتأییدنشده
  • پیکرتراشتأییدنشده

دستور زبانِ Bildhauer

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Bildhauers
جمع
die Bildhauer
تلفظ
[ˈbɪltˌhaʊ̯ɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Bildhauersحالت اضافی، مفرد
  • Bildhauernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Der Bildhauer arbeitet an einer neuen Skulptur.

مجسمه ساز روی یک مجسمه جدید کار می‌کند.

Welche Werkzeuge braucht ein Bildhauer?

چه ابزارهایی یک مجسمه‌ساز نیاز دارد؟

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Melang (de #8634178), cojiluc (fa #13123682), tatoeba.org
  2. ۲: Melang (de #8634179), cojiluc (fa #12810514), tatoeba.org
منابع و مجوزها