فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نرخ فریم

تأییدنشده

die Bildfrequenz جمع: die Bildfrequenzen اسم

اسم

  • نرخ فریمتأییدنشده

دستور زبانِ Bildfrequenz

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Bildfrequenz
جمع
die Bildfrequenzen
تلفظ
[ˈbɪltfʁeˌkvɛnt͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Bildfrequenzenحالت نهادی، جمع
  • Bildfrequenzenحالت اضافی، جمع
  • Bildfrequenzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bildfrequenzenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها