فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ترازنامه

die Bilanz جمع: die Bilanzen اسم

اسم

  • ترازنامه

دستور زبانِ Bilanz

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Bilanz
جمع
die Bilanzen
تلفظ
[biˈlant͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Bilanzenحالت نهادی، جمع
  • Bilanzenحالت اضافی، جمع
  • Bilanzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bilanzenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

wir müssen eine Bilanz ziehen

ما باید از این وضع بیلانسی ببندیم

منابع و ارجاع‌ها