زنبور
zanbur[zæm.buːɹ]
اسم
- زنبور
- زنبور عسل
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- منج
- کلیز
- مگس انگبین
دستور زبانِ Biene
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Biene
- جمع
- die Bienen
- تلفظ
- [ˈbiːnə]
همهٔ صورتها
- Bienen
- Bienen
- Bienen
- Bienen
مثالها
Wer Honig mag, fürchtet eine Biene nicht.
کسی که عسل دوست دارد، از زنبور نمیترسد.
Eine Handvoll Bienen ist tausend Wespen wert.
چند تا زنبور عسل به هزار زنبور وحشی میارزد.
Alle wissen, dass Bienen Honig trinken.
همه میداند زنبورها عسل مینوشند.
Du bist stets aktiv wie eine Biene.
تو همیشه مانند یک زنبور فعال هستی.
Die Bienen genießen den Blumennektar.
زنبورها از شیرهٔ گلها لذت میبرند.
Die Biene ist ein Insekt.
زنبور یک حشره است.
Die Biene ist ein Symbol für Fleiß und Disziplin.
زنبور سمبل پشتکار و انضباط است.
Die Bienen essen Nektar.
زنبورها شهد میخورند.
Wieso sterben Bienen, nachdem sie gestochen haben?
چرا زنبورها بعد از نیش زدن می میرند؟