ستایشگر
اسم
- ستایشگر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فن
- هوادار
- خواستگار
- طرفدار
دستور زبانِ Bewunderer
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Bewunderers
- جمع
- die Bewunderer
- تلفظ
- [bəˈvʊndəʁɐ]
همهٔ صورتها
- Bewunderers
- Bewunderern
مثالها
Christus will keine Bewunderer, sondern Nachfolger.
مسیح جانشین داشت نه هوادار.
Ich bin ein großer Bewunderer von Getter Jaani.
من یکی از طرفداران پروپاقرص گتار جانی هستم.