فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بر لبهٔ تختخواب

تأییدنشده

die Bettkante جمع: die Bettkanten اسم

اسم

  • بر لبهٔ تختخواببَر لَبهٔ تَختِخوابتأییدنشده

دستور زبانِ Bettkante

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Bettkante
جمع
die Bettkanten
تلفظ
[ˈbɛtˌkantə]
همهٔ صورت‌ها
  • Bettkanteحالت نهادی، مفرد
  • Bettkantenحالت نهادی، جمع
  • Bettkanteحالت اضافی، مفرد
  • Bettkantenحالت اضافی، جمع
  • Bettkanteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bettkantenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bettkanteحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Bettkantenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

sich auf die Bettkante setzen

بر لبهٔ تخت نشستن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها