فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زوار

تأییدنشده

der Besucher جمع: die Besucher اسم

اسم

  • زوارزَوارتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مهمانmehmânمِهمان[meɦ.mɒːn](guest)تأییدنشده
  • به دیدن کسی آمدبه دیدَنِ کِسی آمَدتأییدنشده
  • دیدن کنندهدیدَن کُنَندهتأییدنشده

دستور زبانِ Besucher

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Besuchers
جمع
die Besucher
تلفظ
[bəˈzuːxɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Besuchersحالت اضافی، مفرد
  • Besuchernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Fische und Besucher stinken nach drei Tagen.

ماهی و میهمان بعد از سه روز می‌گندند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Manfredo (de #6540297), cojiluc (fa #12178840), tatoeba.org
منابع و مجوزها