فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بقاء

تأییدنشده

der Bestand جمع: die Bestände اسم

اسم

  • بقاءبَقاءتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • موجودیتأییدنشده
  • نقدnaġdنَقد[næʁd̪̥]تأییدنشده
  • توده جنگلیتأییدنشده

دستور زبانِ Bestand

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Bestandes, des Bestands
جمع
die Bestände
تلفظ
[bəˈʃtant]
همهٔ صورت‌ها
  • Beständeحالت نهادی، جمع
  • Bestandesحالت اضافی، مفرد
  • Bestandsحالت اضافی، مفرد
  • Beständeحالت اضافی، جمع
  • Bestandeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Beständenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Beständeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

das hat keinen Bestand

این دوام نمی آورد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها