فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بوق اشغال

تأییدنشده

der Besetztton جمع: die Besetzttöne اسم

اسم

  • بوق اشغالتأییدنشده

دستور زبانِ Besetztton

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Besetzttons, des Besetzttones
جمع
die Besetzttöne
تلفظ
[bəˈzɛt͡stˌtoːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Besetzttöneحالت نهادی، جمع
  • Besetzttonsحالت اضافی، مفرد
  • Besetzttonesحالت اضافی، مفرد
  • Besetzttöneحالت اضافی، جمع
  • Besetzttönenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Besetzttöneحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها