فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بمباران

bombârân[bom.bɒː.ɹɒ́ːn]

der Beschuss اسم

اسم

  • بمبارانbombârânبُمباران[bom.bɒː.ɹɒ́ːn]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گلوله ریزیگُلوله ریزیتأییدنشده
  • گلولهبارانتأییدنشده

دستور زبانِ Beschuss

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Beschusses
تلفظ
[bəˈʃʊs]
همهٔ صورت‌ها
  • Beschussesحالت اضافی، مفرد
  • Beschusseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die Soldaten standen unter feindlichem Beschuss.

سربازان زیر آتش دشمن قرار دارند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Sudajaengi (de #929215), cojiluc (fa #10838189), tatoeba.org
منابع و مجوزها