بمباران
bombârân[bom.bɒː.ɹɒ́ːn]
اسم
- بمباران
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گلوله ریزی
- گلولهباران
دستور زبانِ Beschuss
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Beschusses
- تلفظ
- [bəˈʃʊs]
همهٔ صورتها
- Beschusses
- Beschusse
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die Soldaten standen unter feindlichem Beschuss.
سربازان زیر آتش دشمن قرار دارند.