فروتنی
اسم
- فروتنی
- تواضع
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آزرم
- حیا
- خودداری
- قناعت
- محجوبیت
- پرهیزکاری
دستور زبانِ Bescheidenheit
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Bescheidenheit
- تلفظ
- [bəˈʃaɪ̯dn̩haɪ̯t]
همهٔ صورتها
- Bescheidenheit
- Bescheidenheit
- Bescheidenheit
- Bescheidenheit
مثالها
Jeder hat seinen Grund zur Bescheidenheit.
هر کس برای تواضع دلایل خود را دارد.
Bescheidenheit ist ein Zeichen wahrer Intelligenz.
تواضع یک نشانهٔ حقیقی هوش است.
Bescheidenheit ist der Anfang aller Vernunft.
تواضع آغاز خرد است.
Übermäßige Bescheidenheit ist Stolz.
تواضع بیاندازه، فخر است.
Bescheidenheit ist eine Tugend.
فروتنی یک فضیلت است.