فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تحریم پیشه

تأییدنشده

das Berufsverbot جمع: die Berufsverbote اسم

اسم

  • تحریم پیشهتَحریمِ پیشهتأییدنشده

دستور زبانِ Berufsverbot

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Berufsverbotes, des Berufsverbots
جمع
die Berufsverbote
تلفظ
[bəˈʁuːfsfɛɐ̯ˌboːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Berufsverbotحالت نهادی، مفرد
  • Berufsverboteحالت نهادی، جمع
  • Berufsverbotesحالت اضافی، مفرد
  • Berufsverbotsحالت اضافی، مفرد
  • Berufsverboteحالت اضافی، جمع
  • Berufsverbotحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Berufsverboteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Berufsverbotenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Berufsverbotحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Berufsverboteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها