فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کوهنورد

der Bergsteiger جمع: die Bergsteiger اسم

اسم

  • کوهنوردکوه نَوَرد

دستور زبانِ Bergsteiger

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Bergsteigers
جمع
die Bergsteiger
تلفظ
[ˈbɛʁkˌʃtaɪ̯ɡɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Bergsteigersحالت اضافی، مفرد
  • Bergsteigernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Der Bergsteiger brach zum Gipfel auf.

کوهنورد به طرف قله حرکت کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Dani6187 (de #3753579), ghasemkiani (fa #773874), tatoeba.org
منابع و مجوزها