کوهنورد
اسم
- کوهنورد
دستور زبانِ Bergsteiger
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Bergsteigers
- جمع
- die Bergsteiger
- تلفظ
- [ˈbɛʁkˌʃtaɪ̯ɡɐ]
همهٔ صورتها
- Bergsteigers
- Bergsteigern
مثالها
Der Bergsteiger brach zum Gipfel auf.
کوهنورد به طرف قله حرکت کرد.