فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

در کوهی

تأییدنشده

der Bergkristall جمع: die Bergkristalle اسم

اسم

  • در کوهیدُرِ کوهی(Edelstein)تأییدنشده

دستور زبانِ Bergkristall

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Bergkristalles, des Bergkristalls
جمع
die Bergkristalle
تلفظ
[ˈbɛʁkkʁɪsˌtal]
همهٔ صورت‌ها
  • Bergkristallحالت نهادی، مفرد
  • Bergkristalleحالت نهادی، جمع
  • Bergkristallesحالت اضافی، مفرد
  • Bergkristallsحالت اضافی، مفرد
  • Bergkristalleحالت اضافی، جمع
  • Bergkristallحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bergkristalleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bergkristallenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bergkristallحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Bergkristalleحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها