محاسبه
mohâsebe[mo.ɦɒː.se.bé]
اسم
- محاسبه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- احتساب
- حسبان
- اشمارش
- انگاره
دستور زبانِ Berechnung
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Berechnung
- جمع
- die Berechnungen
- تلفظ
- [bəˈʁɛçnʊŋ]
همهٔ صورتها
- Berechnungen
- Berechnungen
- Berechnungen
- Berechnungen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Das, wobei unsere Berechnungen versagen, nennen wir Zufall.
هر جا محاسباتمان به هم میخورد آن را تصادف مینامیم.
Meine Berechnung war richtig.
محاسبهام درست بود.
Die Berechnung der Einkommenssteuer ist für einen Mathematiker zu schwierig; dazu muss man Philosoph sein.
محاسبهٔ مالیات بر درآمد برای یک ریاضیدان زیاد دشوار است. برای آن یک فیلسوف مورد نیاز است.