مشاور
mošâver[mo.ʃɒː.veɹ]
اسم
- مشاور
- مستشار
- ناصح
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- رایزن
- راهنمای مشاور
- مشیر
دستور زبانِ Berater
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Beraters
- جمع
- die Berater
- تلفظ
- [bəˈʁaːtɐ]
همهٔ صورتها
- Beraters
- Beratern
مثالها
In der Vielzahl der Berater liegt die Sicherheit.
در تعدد مشاوران، امنیت قرار دارد.
es ist geplant, 10 Leute als Berater einzustellen
ده نفر پست مستشار نظر داده می شود