فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شنوال

تأییدنشده

der Beobachter جمع: die Beobachter اسم

اسم

  • شنوال(computing, programming: a function that runs in response to an event)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رؤیت کننده حالتتأییدنشده
  • مشاهده گرمُشاهِده گَرتأییدنشده

دستور زبانِ Beobachter

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Beobachters
جمع
die Beobachter
تلفظ
[bəˈʔoːbaxtɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Beobachtersحالت اضافی، مفرد
  • Beobachternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der beste Beobachter und der tiefste Denker ist immer der mildeste Richter.

بهترین نظلره‌گران و عمیق‌ترین متفکران، همیشه ملایم‌ترین قضاوت‌کنندگان هستند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1457615), cojiluc (fa #7632311), tatoeba.org
منابع و مجوزها