فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

روکش

تأییدنشده

der Belag جمع: die Beläge اسم

اسم

  • روکشروکِش(Schicht, die auf die Oberfläche von etwas aufgebracht ist)دریتأییدنشده

دستور زبانِ Belag

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Belags, des Belages
جمع
die Beläge
تلفظ
[bəˈlaːk]
همهٔ صورت‌ها
  • Belägeحالت نهادی، جمع
  • Belagsحالت اضافی، مفرد
  • Belagesحالت اضافی، مفرد
  • Belägeحالت اضافی، جمع
  • Belageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Belägenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Belägeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

der Belag verhakte sich am Schuh

روکش می گرفت به کفش

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها