کف
kaf[kʰʲæf]
اسم
- کف
- کف زدن
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آفرین
- تحسین
- تصویب شفاهی
- هلهله
دستور زبانِ Beifall
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Beifalls, des Beifalles
- تلفظ
- [ˈbaɪ̯ˌfal]
همهٔ صورتها
- Beifalls
- Beifalles
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Der Beifall ist das Brot des Künstlers.
تشویق نان هنرمند است.
Das Publikum spendete den Schauspielern für ihre Darbietung lauten Beifall.
مخاطبان بازیگران را به خاطر عملکردشان تحسین کردند.