فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کف

kaf[kʰʲæf]

der Beifall اسم

اسم

  • کفkafکَف[kʰʲæf](act of applauding)(applause)
  • کف زدنکَف زَدَن
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آفرینâfarinآفَرین[ʔɒː.fæ.ɹiːn]تأییدنشده
  • تحسینtahsinتَحسین[t̪ʰæɦ.síːn]تأییدنشده
  • تصویب شفاهیتأییدنشده
  • هلهلههَلهَلهتأییدنشده

دستور زبانِ Beifall

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Beifalls, des Beifalles
تلفظ
[ˈbaɪ̯ˌfal]
همهٔ صورت‌ها
  • Beifallsحالت اضافی، مفرد
  • Beifallesحالت اضافی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der Beifall ist das Brot des Künstlers.

تشویق نان هنرمند است.

Das Publikum spendete den Schauspielern für ihre Darbietung lauten Beifall.

مخاطبان بازیگران را به خاطر عملکردشان تحسین کردند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4929547), cojiluc (fa #12108454), tatoeba.org
  2. ۲: Tickler (de #3804331), manelie (fa #12881865), tatoeba.org
منابع و مجوزها