فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

همراه

hamrâh[hæm.ɹɒ́ːʰ]

der Begleiter جمع: die Begleiter اسم

اسم

  • همراهhamrâhهَمراه[hæm.ɹɒ́ːʰ]
  • رفیقrafiġرَفیق[ɹæ.fíːɢ̥]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ملازممُلازِمتأییدنشده
  • همنشینهَمنِشینتأییدنشده
  • مصاحبمُصاحِبتأییدنشده
  • قمرqamar[qæ.mǽɹ](a body orbiting a larger one)تأییدنشده
  • حرف‌تعریفحَرفِ تَعَریف(part of speech that specifies a noun)تأییدنشده
  • شناسواژه(part of speech that specifies a noun)تأییدنشده

دستور زبانِ Begleiter

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Begleiters
جمع
die Begleiter
تلفظ
[bəˈɡlaɪ̯tɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Begleitersحالت اضافی، مفرد
  • Begleiternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Kein Weg ist lang mit einem guten Freund als Begleiter.

هیچ راهی با یک دوست خوب به عنوان همراه طولانی نیست.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4932153), cojiluc (fa #6973444), tatoeba.org
منابع و مجوزها